ناذر
Nazar
هاربی از حسادت به باورهای بن در جشن تولد پسرخاله اش با زبان پنجابى به سنت های جادویی و جادوگری می پردازد. به سرعت می فهمد ماجرا فراتر از چیزی است که انتظار داشت.