دست های بزرگ ای روشن تر بگذار بزرگ تر باشند
Big Hands Oh Big Hands, Let It Be Bigger and Bigger
این داستان در شهری روی میدهد که همه شهروندان دست های بسیار بزرگی دارند اما پسری وجود دارد که دست هایی کوچک دارد و ذهنی پر از افکار عجیب در سر میپروراند. پسر به طور مداوم با مردم در باب این افکار صحبت میکند اما آنان با این سخن طولانی او را رها میکنند و او تنهاست. تنها کاری که میکند حرف زدن با دیوارهاست.