خانههای شیشهای
Glass Houses
اِوِنجیا، یک تأثیرگذار جوان و تنها، مدیر شبکههای اجتماعی ناتالی را برای احیای شهرتش استخدام میکند. هر چه این دو زن زمان بیشتری را کنار هم میگذرانند، اِوِنجیا به توجهی که ناتالی به او میکند عاشق میشود و ناتالی نیز به اِوِنجیاِ ایدهآلِ در ذهنش دل میبندد. با شدت یافتن جذابیتِ متقابلِ آنها، این رابطه به ورطهٔ هوس و حسد کشیده میشود تا جایی که به نقطهٔ بحران میرسد.