خاطرات تابستانی
Summer Memories
جیسون بیست و چهار ساعت فرصت دارد تا دندان گم شده اش را پیدا کند اما دوست مشکوکش رانی او را از روی درخت به سمت انجام پرش چشمه ای پرتاب می کند