غزل پنبه
The Song of Cotton
دختری جوان به نام میآنهوآ (پنبه) کار مطلوبی پیدا میکند که تاکنون انجام نداده بود: پرستار تماموقت مردی مسن و لاغر که از آلزایمر رنج میبرد. پسر پیر مرد با همسر جدیدش در خارج از کشور زندگی میکند و دخترش به مراقبت از او میپردازد؛ اما دخترِ همسرِ سابق به مراقبت از او میپردازد و به هر پرستار اعتماد ندارد. با این حال، در همان سقف، پیرمرد و میآنهوآ با گذشت زمان دست میدهند، و او را با همسر سابقش اشتباه میگیرد که بدهی عشقی دارد. ناگهان مییابد که حامله است و اتفاقات بیشتری رخ میدهد.