پرندگان جوانی ما
The Birds of Our Youth
در حاشیه روستای مولداوی، عمه روطای حکیم پیر و بیهمتای بینهایت تنها زندگی میکند. او همیشه مشتاق است به روستائیان همساکنانش کمک کند، آنها را دلداری دهد و نصیحتهای مفید به آنان بدهد. آشتیکردن با ناحقِ دیرین برای او کار آسانی نبود، اما او قدرت فراموشی را مییابد و به دیدن خویشاوند در آستانه مرگ میرود تا ساعات آخر زندگی او را آرامتر کند.