خط داستانی
روزی روزگاری سبکبار کوچکی به نام جیم وجود داشت. او در وسط زمستان بیدار شد و همه چیز را فراموش کرده بود. کنار او ویولونش و مقدار زیادی چیزی سفید و سرد دراز کشیده بود. به طور طبیعی اینها برف بود، اما جیم از چه چیزی برایش استفاده میکرد؟
روزی روزگاری سبکبار کوچکی به نام جیم وجود داشت. او در وسط زمستان بیدار شد و همه چیز را فراموش کرده بود. کنار او ویولونش و مقدار زیادی چیزی سفید و سرد دراز کشیده بود. به طور طبیعی اینها برف بود، اما جیم از چه چیزی برایش استفاده میکرد؟