آنها شبیه درختان هستند
They Look Like Trees
چاک گای پس از ۶۰ سال بینایی کامل، ناگهان بینایی خود را از دست داده و یک عمل جراحی قریبالوقوع شبکیه، تنها امید او برای بازیافتن آن است. او که بهتازگی مادرش را به خاک سپرده و اکنون در محلهای خشن و آلوده به مواد مخدر در نشویل تنسی تنها زندگی میکند، دوستی غیرمنتظرهای با همسایه دیوار به دیوارش، ادی کاکس، که یک بازنشسته کارگر و فضول محله است و نمیتواند متفاوتتر از او باشد، شکل میدهد. در این کاوش سینما-وریته از نابینایی، استقامت و دوستی، چاک در حالی که با جراحی بسیار حساس و عواقب آن دست و پنجه نرم میکند، به بازتاب موضوعات گستردهای مانند تاریخ دگرباشان، ادبیات و زندگی خود میپردازد.