شبح در کارگاه
قسمت واقعی: یک استودیو فیلم انیمیشن عروسکی. کارگردان، فیلمبردار، انیماتورها و تکنسینهای نور صحنهای را تنظیم میکنند که در آن یک واگن تراموا با مسافران ظاهر میشود. ضبط آغاز میشود و انیماتور عروسکها را مرحله به مرحله حرکت میدهد.
قسمت شوخی: یک زن سالخورده در ایستگاه سوار تراموا میشود و نمیتواند جایی پیدا کند. فریتزچن عمداً به سمت دیگری نگاه میکند تا مجبور به بلند شدن نشود. همه عروسکها با خشم به او نگاه میکنند.
قسمت واقعی: صحنه تمام میشود. زمان بسته شدن است و عروسکها در یک کمد قرار میگیرند. کارکنان استودیو را ترک میکنند.
قسمت شوخی: کمد عروسکها زنده میشود. فریتزچن از زن سالخورده عذرخواهی میکند و رفتار خود را به انیماتور و کارگردان نسبت میدهد. او از عروسکها میخواهد که صحنه را دوباره فیلمبرداری کنند. این اتفاق میافتد و حالا او جای خود را به مادر کوچک میدهد.
قسمت واقعی: دربان نوری در استودیو میبیند، در را باز میکند، اما چیزی غیرعادی نمیبیند. عروسکها به کمد خود بازگشتهاند. دربان با سر تکان دادن به جعبه خود برمیگردد.