خط داستانی
پاول ایوانوِچ چِیچیکوف قصد دارد تا عناوین «جانهای مرده» را خریداری کند و از آنها به عنوان وثیقه برای دریافت وام کلانی استفاده کند. او به شهری کوچک و استانی میآید و شروع به پیشنهاد دادن به مالکان زمین محلی میکند. این مالکان زمین آنقدر حقیر و بخیل هستند که حتی پیشنهاد شگفتانگیز چِیچیکوف هم نمیتواند به نفع او کار کند. بعضی با تعارف کنار میآیند، بعضی بدون دلیل مشخصی امتناع میکنند، عدهای قول میدهند ثم از آن دست میکشند و برخی میخواهند «در معامله» شریک باشند. در پایان، چِیچیکوف که به این نتیجه رسیده است مالکان زمین از نظر او یک گروه مایوسکنندهاند، به سوی نواحی دیگر میرود.