خط داستانی
کارات یک کارآفرین موفق است که قدرتی بیش از شوهرش، چاکریت، در دست دارد. روزی او با منشیاش خیانت کرد و از کارات برای طلاق درخواست کرد. گرچه کارات در حال حاضر برای مسیر شغلی خوبی با ونیس رقابت میکند، اما در مورد زندگی عاشقانه کارات، ونیس در کنار اوست.
ای، دانشجوی سال چهارم، زمانی که کارات با چاکریت درگیر بود با او آشنا شد. او در آن زمان به او کمک کرد و پس از آن نیز بارها به هم برخورد کردند. در نهایت او میخواهد با او وارد رابطه شود و به اختلاف سنی بیش از ۲۰ ساله بینشان اهمیتی نمیدهد. اما وقتی رئیس بینقص کارات، مارک، هم به نظر میرسد که به او علاقهمند است، این کار آسان نخواهد بود.