خط داستانی
دوجان یک جراح موفق در ازمیر است. وقتی جوان بود، حادثهای تکاندهنده با پدرش، طاهر هانچیوğلو، او را از خانوادهاش جدا کرد. اکنون با ایمان به نجات جانها، دوجان تقریباً هیچ ارتباطی با خانوادهاش ندارد جز خواهر کوچکش، ملیلک. به اصرار ملیلک، دوجان برای عروسی خواهرش گولوسان به استانبول برمیگردد. بازگشتش یادآور صدمههای کهنه و جنایات پنهان است. دوجان با اگلا، وکیلی قوی و مصمم، ملاقات میکند. گذشتهٔ پر از درد آنها پیوند عمیقی ایجاد میکند. دشمن خانواده، بهرام، از سایهها تماشاگر است و در انتظار لحظهٔ مناسب برای روبهرو شدن با گذشته است. تلاش برای قتل در شب عروسی همه چیز را تغییر میدهد. اسرار قدیمی آشکار میشود و اعضای خانوادهاش در میان مظنونان ظاهر میشوند. دوجان باید تصمیم بگیرد: برود و به زندگی قدیمیاش بازگردد یا بماند و با حقیقت رو به رو شود و اسرار در دل خانوادهاش را فاش کند.